خوش آمدی

خرد و آزادی

دوستان ایرانی من دو کیفیت برایشان حایز اهمیت است ، خرد و آزادی .زندگی آسان نیست و سختی ها و مشکلات زیادی دارد ، به همین دلیل خرد در زندگی بسیار مهم است اما اگر ما در زندگی اجتماعی و شخصی آزادی نداشته باشیم این خرد به کار نمیاید .

من بیش از هر ملیت دیگری جستجو برای آزادی و خرد را در ایرانی ها میبینم ، اما خرد و آزادی را در کجا میتوان یافت ؟ امروزه ایرانیان بین دو دیدگاه منضاد در مورد آزادی و خرد مردد هستند ، خرد به طور سنتی معمولا در مذهب یافت میشود ، این کاملا مشخص است که خداوند ما را آفریده و بعد از آن پیامبرانی را برای اینکه به ما درس زندگی بیاموزند فرستاده است ، محمد (ص) به ما بایدها و نبایدها و حد و حدود و انتظارات خداوند از انسان را آموزش داد ، در این نوع خرد به نوعی آزادی هم وجود دارد اما برای بسیاری از مردم خردی که در مذهب یافت میشود دیگر کافی نیست .

با افزایش سطح آموزش و تحصیلات ، مذهب بیشتر به شکل خرافاتی که در آن تناقضات زیادی وجود دارد ، نمود پیدا کرده است و مهمتر از آن به نظر میرسد که مذهب، آزادی را نیز از انسان میگیرد .در وضعیت پیش آمده مردم به فلسفه های غربی برای یافتن خرد و آزادی روی آورده اند زیرا پیشرفت دانش در غرب کاملا مشهود بوده و به نظر میرسد خرد و آزادی که برگرفته از این دانش است اثر گزارتر از خرد و آزادی تعریف شده در مذهب است .

ایرانیان بین این دو نگرش متضاد به خرد و آزادی که مانند دو جنگجوی متخاصم به یکدیگر خیره شده اند ، گرفتار و مردد شده اند . اما خرد و آزادی در واقع بی معنی خواهد بود اگر که از تمام دیدگاه های موجود آگاهی نداشته باشیم .

چگونه میتوان بدون آگاهی از دیگر ایده ها و دیدگاه ها آزادی انتخاب راتجربه کرد وآزاد بود ، بدیهی است برای پیشرفت در زمینه های مختلف اعم از تحصیلات ،آموزش ، سیاست  و اقتصاد باید از سایر گزینه های موجود نیز مطلع و آگاه بود ، پس میتوان به این نکته هم فکر کرد که شاید و فقط شاید علاوه بر فلسفه غرب و مذهب سنتی ، دیدگاه های دیگری برای نیل به خرد و آزادی وجود داشته باشد .

در واقع چنین تفکری وجود دارد و جالب اینجاست  این دیدگاه اساس و مبنای اسلام است ولی تعداد کمی از ایرانیان نسبت به این قضیه آگاهی دارند و با آن آشنا هستند .این ایده پایه و اساس فلسفه غرب هم هست ، امپراتوری بزرک ایران باستان مستقیم تحت تاثیر این تفکر و ایده بوده است ( کسانی همچون کوروش ، داریوش ، خشایار ، . . . ) با این وجود عده بسیار کمی ازایرانیان از این دیدگاه مطلع هستند

نام این دیدگاه انجیل است که در زمان ها و مکانهایی که مردم بطور کامل آنرا درک کرده اند باعث ایجاد آزادی و خرد به طور همزمان گردیده است . انجیل از نظر لغوی به معنای خبر خوب هست و این بشارت پیامی است که بصورت نامحسوسی خرد و آزادی را به شما هدیه میدهد .

انجیل در واقع منجر به ایجاد کتابها به سبک امروز است از جمله نوشتن کلمات  با فاصله ، حروف بزرگ و کوچک و حروف اشاره .

اولین دانشگاه ها در غرب (پاریس )، اولین بیمارستانها و یتیم خانه ها همگی بخاطر انجیل شکل گرفتند . انجیل حتی سیاست را هم تحت تاثیر قرار داد . قبل از انجیل مردم روم تحت سلطه فرمانرواهایی بودند که مانند دیکتاتورهای امروزیبا فساد وخفقان، حکومت میکردند .

قرآنی که محمد(ص) به مردم معرفی کرد به خوبی و با احترام از انجیل یاد میکند ، پس برای چه بعضی که مذهبی نیز هستند فکرمیکنند که خواندن ودرک انجیل غیر اسلامی است .توجه کنید که

قرآن در این خصوص چه می فرماید:عیسی پسرمریم را بدنبال آنان (پیامبران دیگر)آوردیم در حالیکه تصدیق کننده تورات پیش از خود بودوانجیلی که در آن هدایت ونور است به او عطا نمودیم و آن هم تصدیق کننده تورات پیش از خود وبرای پرهیزکاران هدایت وپند بود.(سوره مائده آیه 46)

علاوه بر این تمامی متفکران بزرگ غربی مانند نیوتن ، کپلر ، بویل ، فارادی ، کلوین ، ماکسول ، پاستور ، پاسکال و همینطور مارتین لوترکینگ و مادر ترزا و دیتریش بون هوفر(یک شخصیت فعال سیاسی مخالف حکومت نازی در آلمان) همگی از انجیل انگیزه و تاثیر گرفته اند بنابراین چرا  فرصت فهم ودرک آن به کسانی که بدنبال آن هستند ،داده نشود آنرا مطالعه نکنیم ؟

موضوعی که در انجیل منحصر بفرد هست این است که انجیل در واقع ترکیبی از دانش متفکران و پیامبرانی است که درطی هزاران سال آنرا نگارش کرده اند . به عبارتی انجیل را نباید یک کتاب فرض کرد بلکه مجموعه ای از کتابهاست چرا که طی قرون متمادی بیش از چهل نفرکه در کشورهای مختلف از جمله ایران باستان زندگی می کردند، به رشته تحریر درآورده اند که در میان آنها پادشاه ، ملکه ، چوپان ، جنگجو ، ثروتمند ، فقیر ، تحصیل کرده ، بیسواد حتی نخست وزیر و فلاسفه و پیامبران نیز بوده اند .

خرد سلیمان  

یکی از نویسندگان انجیل سلیمان بوده است ، سلیمان یکی از پادشاهان دارالسلام در 950 سال پیش از میلاد مسیح بوده است . سلیمان پسر و جانشین داوود به خاطر خردمندی در جهان معروف بوده است .

خرد سلیمان بیشتر مربوط است به فهم و درک او از مفهوم زندگی ، او در کتابش که به اسم زبور در انجیل به آن اشاره شده ، میگوید :

به قلبم الهام شد و به قلبم گفتم که من میخواهم تو را با خوشی امتحان کنم تا بدانم چه چیزی در دنیا خوب است ، من سعی کردم خودم را با مستی و شراب خوشحال کنم ولی ذهن و مغزم مرا با خرد راهنمایی میکرد . من میخواستم دریابم چه چیزی برای انسان ارزشمند است و زندگیش را پربار میکند ، من انجام پروژه های بزرگ را قبول کردم و تاکستانهایی برای خود ساختم و باغ هایی با انواع درختان و میوه ها بنا نهادم و سدهایی برای پرورش درختان ساختم و برده هایی از جنس مذکر و مونث خریداری کردم و در طی سالها برده هایی داشتم که در قصر خودم به دنیا آمده بودند ، من بیش از هر انسان دیگری گله گاو و گوسفند جمع آوری کردم ، زنان و مردان آوازه خوان استخدام کردم و برای خود حرمسرا تشکیل دادم و هر چه را که احساس میکردم باعث خوشحالی یک مرد میشود را بدور خود جمع کردم ، من بزرگتر و قوی تر از از هر انسانی که میشناختم  و هر کسی که قبل از من هم بود شدم ، و تمام خردم هم با من ماند ، هیچ چیزی که باعث لذتم باشد را از خود دریغ نکردم و تمام اینها پاداش من برای کار و زحمتی بود که متحمل شده بودم .(اکلسیاتس 2،آیه 1-10)

سلیمان هر چیزی را که تصور کنید بیش از هر کسی حتی کسانی که قبل از خودش هم بودند را اعم  از پول ، شهرت ، دانش ، کار مورد علاقه ، زن ، حکومت ، قدرت ، شراب  داشت او دانش انیشتین ، ثروت بیل گیتس ، زندگی اجتماعی و سکسی فردی مرکوری و سلطنت پرنس ویلیام را یکجا با هم داشت . شاید فکر کنید سلیمان تنها کسی بوده که توانسته تمام انچه که باعث  خوشبختی یک نفر میشود را داشته باشد ولی او در کتابش ادامه میدهد :

ولی همه چیز کاملا بی معنی و بی معنی بود ، من تمام زندگی و دانشم را صرف این کرده بودم که خرد بهشتی واقعی ( راز خوشحالی مردم ) را دریابم  ولی چه بار سنگینی خداوند بر روی دوش مردمان گذاشته است ، من هر آنچه را که  دیدنی بود دیدم ، هر آنچه را که میشد زیر آسمان خدا انجام داد ، انجام دادم ولی تمام آنها بنظرم بیهوده ومانند به دنبال باد دویدن ، بی معنی بوده است.(اکلسیاتس 1،1-14)

پس از اینکه نتایج کارها و دستاوردهایم رابررسی کردم همه چیز بنظرم بیهوده و بی معنی آمدمانند دویدن بدنبال باد.هیچ چیززیر خورشیدآسمان بدست نیامدوپس از آن قلبم ازتمام زحماتی که متحمل شده بودم،مایوس گردید واین نیز بدبختی بزرگی بود.یک انسان چه چیزی را با تلاش مشتاقانه بر روی زمین بدست می آورد؟ این نیز بیهوده بوده است(اکلسیاتس11:2-23)

سلیمان شخصیت مهمی است چرا که او تمام آنچه را که فلاسفه مورد بحث قرار داده بودند را عملا امتحان کرده است ، از جمله قدرت ، موفقیت و هدفمند بودن را ، که فلاسفه غربی اخیرا آنرا مورد تحقیق قرار داده اند . فلسفه جدید هدفمند بودن و تلاش در راه هدف را عامل موفقیت و خوشبختی میداند و اما چرا چنین مطلبی مهم است و در کتابی که پیامی از طرف خداوند محسوب میشود، آمده است ؟ زیرا خداوند تمام مسیرهایی که انسانها دوست دارند و وسوسه میشوندکه آنرا انجام دهند را میشناسد . سلیمان 3000 سال قبل از اینکه فیلسوفان غربی به بررسی این راهها بپردازند ، آنها را عملا بررسی کرده است .

قدرت آزمون پذیری ابراهیم

سلیمان به ما درسهای مهمی از بصیرت و درایت میدهد اما ابراهیم که در  تورات مقدس  ذکر شده و چهار هزار سال قبل میزیسته فهم و درک متفاوتی به ما می آموزد و آن چیزی نیست جز آزمون پذیری .

تورات که توسط موسی نوشته شده است ابتدا ابراهیم را با یک عهد و پیمان غیر مذهبی معرفی میکند :

خداوند به ابراهیم گفت : از کشور و دیار خود با خانواده به سمت سرزمینی که من به تو نشان خواهم داد بیرون شو ، من از تو ملتی بزرگ ایجاد خواهم کرد، به تو برکت داده و با دعای خیر نام تو را بزرگ خواهم کرد ، و به کسانی که تو را دعای خیر میکنند برکت خواهم داد و کسانی را که تو را نفرین کنند نفرین خواهم کرد ، تمامی مردمان کره زمین بواسطه تو برکت خواهند یافت .

ما بر اساس شواهد صرفا تاریخی مشخص و غیر مذهبی نگاشته شده می دانیم،تورات بسیار قدیمی است چرا که عناوین و نامهای مهمی مانند اورشلیم که برای یهودیان بسیار مهم هست در آن آورده نشده است .این بدین معنی است که تورات قبل اززمان داوودکه به عنوان پادشاه یهودیان (اسرائیلی) اورشلیم را بنا نهادیعنی حداقل هزار سال پیش از میلاد مسیح  ، نوشته شده است .

امروزه بسیاری از کسانی که مجذوب فلسفه مدرن شده اند شک دارند به اینکه آیا این واقعا خداست و آیا او واقعا خود را براس انسانها نمایان کرده است .

این سوال پیچیده ایست ولی توجه داشته باشید که عهدی که خداوند با ابراهیم بسته بود ( بزرگ کردن نام او و ملتی که از او پدید خواهند آمد ) حقیقتا یک پیشگویی است که پاره ای از آن قابل اثبات نیز هست . اکنون که ما در قرن بیست و یکم زندگی میکنیم نام ابراهیم ( ابراهام ، ابرام ) یکی از شناخته ترین نامهای بین المللی در تاریخ است و این عهد و پیمان خداوند از نظر تاریخی به حقیقت پیوسته است . بنا به دلایل مذکور این موضوع ( عهد خداوند با ابراهیم ) هزاران سال قبل در تورات نوشته شده است و ما در حال حاضر و هزاران سال پس از نوشته شدنش میتوانیم تحقق آنرا ببینیم و این امر با ثبت وقایع تاریخی که پس از رخداد آنها، به نگارش درمی آیند متفاوت است .

چیزی که قابل تعمق و حیرت برانگیز است که به واقع ابراهیم کار با ارزش و قابل توجهی که منجر به نام آوری وی در آینده بشود ، در زندگیش انجام نداده است . او چیز فوق العاده ای مانند ایلیاد هومر ، اودیسه یا قوانین همورابی را ننوشته است . او مانند فراعنه مصر در سرزمینی امپراتوری و حکمرانی نداشته است . او هیچ ارتش کارآمد و مقتدری را مانند کوروش و اسکندر کبیر رهبری نکرده است و حتی هیچ نوآوری و اختراعی نیز نداشته است . او واقعا کاری انجام نداد به جز اینکه در بیابان زندگی میکرد و فرزندان پسر داشت . اگر شما در زمان ابراهیم میخواستید بر سر اینکه از چه کسی ملتی بزرگ پدید خواهد آمد شرط بندی کنید قطعا پولتان را بر سر پادشاهان ، سرهنگهای ارتش و شاعران عالی مقام سرمایه گزاری میکردید ، اما نامهای آنها ( پادشاهان و سرهنگها و . . . ) همگی فراموش شده اند .

نام ابراهیم بزرگ و ارجمند است زیرا ملتی که از او پدید آمد حکایتها وروایتهای او را ثبت و نگهداری کردند و به این ترتیب نام نوادگان او نیز در تاریخ بزرگ گردید و این دقیقا همان چیزی است که وعده داده شده بود . عطف به جنسیس آیه 12 انجیل :

من(خداوند) از تو (ابراهیم) ملتی بزرگ پدید خواهم آورد و نام تو را در تاریخ بزرگ خواهم نمود .

من میتوانم تصور کنم که هیچ شخص معروفی در جهان نیست که معروفیتش را نه بخاطر دست آوردها و توانایی هایش در زندگی بلکه به خاطر وجود نوادگانش بدست آورده باشد .

تاریخ میتوانست از راههای چند گانه و متفاوتی به گونه ای طی طریق کند که این پیشگویی ها محقق نشود ولی اکنون درستی این پیشگویی آشکار گردیده و میتواند بدون حتی پیش زمینه های مذهبی مورد بازبینی و مطالعه قرار گیرد . تحقق این پیشگویی شاید مبین آن باشد که یک هدایت هوشمندانه الهی وجود دارد که در نهایت به بشارت ختم میشود.

احتمالا این مسئله نشان میدهد که یک تفکر این وقایع را نهایتا تا انجیل هدایت میکند .

اما این مسئله به همینجا ختم نمیشود زیرا وعده دیگری نیز وجود دارد ، وعده برکت و موهبت فقط برای ابراهیم نبود زیرا خداوند در انجیل میگوید :

همه مردمان روی زمین بواسطه تو (ابراهیم) متبرک خواهند شد و مورد رحمت و برکت قرار خواهند گرفت . این مسئله باعث شگفتی و دقت نظر من و شما میشود زیرا من و شما جزو مردمان کره زمینی هستیم که وعده داده شده مورد رحمت خذا واقع میشویم . بدون توجه به مدهب ، پیشینه نژادی ، محل زندگی ، تحصیلات ، و زبان و گویش همگی مورد رحمت خداوند قرار خواهیم گرفت .چه نوع برکتی وعده داده شده است ؟ چگونه محقق میشود ؟ چه موقع ؟

این سوالها پاسخ داده نشده است ولی از آنجایی که قسمت اول وعده خداوند به ابراهیم محقق شده است قسمت آخر وعده خداوند به ابراهیم که مربوط به ما میشود نیز احتمالا محقق خواهد گردید . ما فقط نیاز داریم که با جستجو وتحقیق قفل این معما را بگشاییم.

چه شما یک مسلمان معتقد باشید یا غیر مذهبی و یا هنوز مذهبی اختیار نکرده باشید چیزی برای از دست دادن وجود ندارد . این موهبت را ناچیز نشمرید زیرا این وعده برکت در واقع در باره آزادی و خرد است همانطور که سلیمان توصیه کرد :

اگر گوش خود را به سمت عقلانیت بگردانید و قلب خود را برای دانستن بکار ببندید و براستی اگر با صدای بلند  ، بصیرت را درخواست کنید و به شدت برای دانستن گریه کنید و اگر با اشتیاق بدنبال آن باشید همانطور که به دنبال نقره ( وسایل قیمتی ) هستید و اگر در جستجوی آن باشید همانند اینکه جستجو برای گنج پنهان میکنید آنگاه شما ترس از خداوند را درک خواهید کرد و دانش الهی را دریافت میکنید .(proverbs 2:1-5).

وعده ای که عیسی داده است این است :

 سپس شما حقیقت را خواهید یافت و حقیقت به شما آزادی عطا خواهد نمود ( جان بخش 8 آیه 32 )

ما برای دانستن این بشارت نیاز داریم  از ابتدای تورات شروع کنیم و همچنین نیاز داریم بعضی از سوالات مشکل در مورد انجیل را جواب دهیم ولی این تحقیق و جستجو ارزش این همه سختی را دارد زیرا آزادی و خرد به همه کسانی که در جستجویش هستند وعده داده شده است .