آیا آدم وجود داشت؟ شهادتی از چین باستان.

کتاب مقدس کتابی قابل توجه است. ادعاهای آن الهام گرفته از خداوند است و به درستی تاریخ را ضبط کرده است. من به دقت تاریخی آغازین بخش کتاب مقدس یعنی – پیدایش – شک داشتم.  این گزارشی بود از آدم و حوا، بهشت، میوه ممنوعه، یک وسوسه، و در ادامه

گزارشی از طوفان نوح. من، مثل بقیه مردم فکر می کردم که این داستان ها استعاره های واقعا شاعرانه ای بوده اند.همانطور که این سوال را بررسی میکردم، چند اکتشاف شگفت انگیز انجام دادم که باعث شد روی باورم بازنگری کنم. یک راز نهفته در خط چینی بکار رفته است.

برای دیدن این راز شما نیاز دارید پیش زمینه ای درباره چین بدانید. خط چینی بوجود آمده از اولین تمدن چینی است، حدود 4200 سال پیش یعنی 700 سال قبل از اینکه موسی کتاب پیدایش را بنویسد. (1500 ق.م). ما همه زمانی که خط چینی را می بینیم تشخیص می دهیم. شاید خیلی از ما ندانیم که ایدیولوگ ها و حروف چینی ساخته شده از اشکال ساده‌تر به نام علایم یا رادیکال ها هستند. آن ها شبیه به تعدادی از واژگان انگلیسی مثل(آتش و کامیون – fire & truck) هستند وقتی این دو کلمه را باهم ترکیب می‌کنیم در انگلیسی می شود (ماشین آتشنشانی – firetruck). خط چینی در طی هزاران سال تغییر اندکی کرده است. ما می‌دانیم که نوشته هایی چینی بر روی کوزه ها و استخوان های مصنوعی باستانی پیدا شده است. فقط در قرن 20 با حاکمیت حزب چین کومونیستی این اسکریپت (خط یا نوع خط) ساده تر شده است.

برای مثال، برای کلمه انتزاعی  (نخست – first) ایدیوگرام (ایدیولوژی یا شکل) چینی را در تصویر زیر در نظر بگیرید.

مرد + گرد و غبار + حیات = نخست
مرد + گرد و غبار + حیات = نخست

واژه First ترکیبی از علایم یا رادیکال های ساده است، که نشان داده شد. در تصویر بالا میتوانید ببینید چگونه این همه علایم در ساختن واژه – نخست/First – ترکیب شدند. و معنی هریک از علایم هم نشان داده شد. این بدان معنی است که حدود 4200 سال پیش زمانی که نخستین کتاب های چینی شکل گرفت  چینی ها آن ها را با پیوند دادن علایم نوشتند مانند: مرد + گرد و غبار + حیات = نخست. اما چرا؟ چه ارتباط طبیعی هست مابین گرد و غبار (dust) و نخست (first )؟ غیر ممکنه! اما خداوند آگاهی میدهد از اولین مرد در پیدایش.

« آنگاه یهوه خدا آدم را از خاک زمین بسرشت و در بینی او نَفَسِ حیات دمید و آدم موجودی زنده شد.» پیدایش 2:7.

اولین مرد « آدم » از گرد و غبار زنده شد. اما چینی های باستانی 700 سال قبل از اینکه موسی کتاب مقدس را بنویسد این ارتباط را دریافت کردند؟  درباره این فکر کنید:

زمین+ نفس دهان + حیات= صحبت کردن
زمین+ نفس دهان + حیات= صحبت کردن

رادیکال‌های ( گرد و غبار) + (نفس دهان) + (حیات) ترکیب ایدیولوژی صحبت کردن را تشکیل میدهند. اما فعل صحبت کردن خودش ترکیب میشه با فعل راه رفتن برای تشکیل فعل ایجاد کردن یا بوجود آوردن.

صحبت کردن + راه رفتن = ایجاد کردن
صحبت کردن + راه رفتن = ایجاد کردن

اما چه ارتباط طبیعی هست مابین «گرد و غبار، نفس دهان، حیات، راه رفتن و ایجاد کردن» که چینی های باستان این ارتباط را درست کردند؟ اما این نیز شباهت قابل توجه ای با پیدایش 2 آیه 7 در بالا دارد.

اما چه ارتباط طبیعی هست مابین «گرد و غبار، نفس دهان، حیات، راه رفتن و ایجاد کردن» که چینی های باستان این ارتباط را درست کردند؟ اما این نیز شباهت قابل توجه ای با پیدایش 2 آیه 7 در بالا دارد. این شباهت ها ادامه دارد! توجه کنید که شیطان چگونه از ٬٬ مردی که در باغ مخفیانه حرکت میکند ٬٬ تشکیل شده است. چه رابطهطبیعی هست بین باغ و شیطان؟ ارتباطی ندارند!

راز + مرد + باغ + حیات = شیطان
راز + مرد + باغ + حیات = شیطان

با این حال چینی های باستان واژه « شیطان » را با « دو درخت » برای ساختن کلمه « وسوسه کننده » ترکیب می کنند!

شیطان + دو درخت + پوشش = وسوسه کننده
شیطان + دو درخت + پوشش = وسوسه کننده

پس «شیطان» زیر «پوشش» «دو درخت» «وسوسه کننده» است. اگر من قصد نشان دادن ارتباطی طبیعی برای واژه «وسوسه» را داشتم یک زن سکسی توی یک بار را نشان می دادم یا یک گناه وسوسه انگیز. اما چرا دو درخت؟ باغ ها و درختان چه رفتاری با شیطان‌ها و وسوسه ها دارند؟ مقایسه کنیم با قسمتی از پیدایش:

« و یهوه خدا باغی به سمت شرق، در عدن غَرْس کرد، و آدم را که سرشته بود در آنجا نهاد. و یهوه خدا همه‌گونه درختان چشم‌نواز و خوش‌خوراک را از زمین رویانید. درخت حیات در وسط باغ بود، و نیز درخت شناخت نیک و بد.» ( پیدایش 2:8)

« و اما مار از همۀ وحوش صحرا که یهوه خدا ساخته بود، زیرکتر بود. او به زن گفت: «آیا خدا براستی گفته است که از هیچ‌یک از درختان باغ نخورید؟» پیدایش 3:1

«میل» یا «طعمه» دوباره متصل میشود با «یک زن» و «دو درخت». چرا « میل » در رابطه جنسی با « زن » ارتباط ندارد؟ این یک رابطه طبیعی هست! اما چینی‌ها این کار را انجام ندادند!

کشتی + دهان + هشت = قایق بزرگ
کشتی + دهان + هشت = قایق بزرگ

پیدایش نشان میدهد که ارتباطی بین «طعمه»، «دو درخت» و «زن» وجود دارد.

«چون زن دید که آن درخت خوش‌خوراک است و چشم‌نواز، و درختی دلخواه برای افزودن دانش، پس از میوۀ آن گرفت و خورد، و به شوهر خویش نیز که با وی بود داد، و او خورد.» (پیدایش 3:6)

یکی دیگر از موانع قابل توجه را در نظر بگیرید. خط چینی برای واژه «کشتی» که در زیر نشان داده شده با رادیکال‌هایی این را ساخته که میتوانیم ببینیم:

کشتی + دهان + هشت = قایق بزرگ
کشتی + دهان + هشت = قایق بزرگ

آنها ٬٬ هشت ٬٬ انسان ٬٬ در یک ٬٬ کشتی ٬٬هستند. اگر من می‌خواهم یک کشتی بزرگ را نشان بدهم چرا نباید 3000 نفر رو در کشتی نشان بدهم. چرا هشت نفر؟ خیلی جالب هست، کتاب مقدس بخش «پیدایش» در طوفان نوح، هشت نفر در کشتی نوح وجود دارند ( نوح، سه پسر و چهار همسرش). موازات مابین پیدایش و متون چینی قابل توجه است. حتی ممکن است فکر کنید چینی ها کتاب پیدایش را خوانده اند و از آن قرض گرفته اند. اما منشا زبان آنها 700 سال قبل از موسی است. آیا این اتفاقیه؟ اما چرا این اتفاق افتاده؟ چرا چنین قراینی با چینی ها برای داستانهای بعدی ابراهیم، اسحاق و یعقوب وجود ندارد؟

اما فرض کنید پیدایش رویدادهای تاریخی واقعی را ثبت می‌کند. پس چینی‌ها – به عنوان یک گروه نژادی و زبانی- در کتاب مقدس  ( پیدایش 11) همانند سایر گروه‌های زبان و نژاد باستانی هستند. کتاب مقدس می گوید که چگونه خداوند زبان فرزندان نوح را دگرگون ساخت تا آنها زبان یکدیگر را نفهمند. این منجر شد که آن ها از بین النهرین مهاجرت کنند و محدود شوند تا فقط با هم زبانان خودشان ازدواج کنند. چینی ها یکی از این قوم های بابلی بودند که پراکنده شدند. در زمان پیدایش خلقت/ طوفان نوح آغاز تاریخ آن ها بود. پس زمانی است که خط آن ها توسعه یافته برای مفاهیم انتزاعی مثل لذت، وسوسه و غیره. آنها این مفاهیم را از تاریخشان که به خوبی شناخته شده بود گرفتند.  به طور مشابه برای توسعه اسامی مثل ٬٬ کشتی بزرگ ٬٬ آنها از اطلاعات خارق‌العاده ای که به یاد می‌آوردند استفاده می‌کردند.

بنابراین گزارش های آفرینش و طوفان نوح از ابتدای تمدن آنها در زبانشان گنجانده شده است. در طی گذشت قرن ها آنها دلیل اصلی را فراموش کردند، همانطور که همیشه این اتفاق می‌افتد! با احتساب این مورد، پس کتاب مقدس حقایق تاریخی را ثبت کرده، و فقط یک استعاره شاعرانه نیست.

قربانی چینی

چینی ها همچنین یکی از دراز مدت ترین سنت های ماندگار را که تاکنون هم ادامه دارد بر روی زمین داشته اند و برگزار میکنند.از ابتدای تمدن چینی ها حدود 2200 سال قبل از میلاد، امپراتوری های چینی همیشه در انقلاب زمستانی یک گاو نر را قربانی و تقدیم به ٬٬ شانگ – تی  ٬٬
می کنند ( امپراتوری خداوند در بهشت). این مراسم در تمامی سلسله‌های چینی ادامه داشته است. در واقع این مراسم فقط در سال 1911 زمانی که ژنرال سان سانت یاتسن سلسله چینگ را سرنگون کرد متوقف شد. این مراسم هر ساله در «معبد بهشت» که در حال حاضر مکانی توریستی است برگزار می شود. بیش از 4000 سال هر ساله یک گاو توسط امپراتوری های چینی به امپراتوری آسمانی تقدیم میشود چرا؟ زمانهای دور، کنفسیوس (479-551 پیش از میلاد مسیح) یک پرسش بسیار مهم مطرح کرد:

٬٬ کسی که مراسم قربانی کردن برای بهشت و زمین را درک میکند… پادشاهی دولتها را در دستش خواهد داشت! ٬٬

چرا کنفسیوس گفت، هرکسی که این راز را درک کند، برای حکومت پادشاهی به اندازه کافی باهوش خواهد بود. پس بین 2200 پیش از میلاد مسیح وقتی مراسم قربانی کردن آغاز شد، تا زمان کنفسیوس یعنی 500 سال پیش از میلاد مسیح معنای قربانی کردن برای چینی ها از بین رفت با این حال که آن ها این مراسم را 2400 سال دیگر یعنی تا 1911 میلادی ادامه دادند.شاید، اگر معنای خط تا زمان کنفسیوس تغییر نکرده بود او می‌توانست پاسخی برای پرسش خود پیدا کند.

گزینه ها را برای ساختن واژه «عادلانه – righteous » در نظر بگیرید.

دست + لنس/خنجر = من؛ + گوسپند = عدالت
دست + لنس/خنجر = من؛ + گوسپند = عدالت

از «دست» و «لنس یا خنجر» است.و این ایده را به دست می دهد که دستم بره ای را خواهد کشت که منجر به عدالت خواهد شد . قربانی کردن و یا مرگ بره به جای من به من عدالت می دهد.در کتاب پیدایش یهودیان پیش از موسی مراسم تقدیم قربانی را آغاز کردند.

برای نمونه، هابیل ( فرزند آدم ) و نوح قربانی تقدیم کردند ( پیدایش 4:4 و 8:20 ) ه نظر می رسد که مردم آغازین فهمیده بودند که قربانی کردن حیوان نمادی برای جایگزینی مرگی است که نیاز بود برای اجرای عدالت. یکی از عناوین عیسی ٬٬ بره خدا ٬٬ بود ( یوحنا 1:29 ). مرگ او قربانی واقعی بود که عدالت را به ارمغان می آورد. همه ی مراسم های قربانی حیوان ها – شامل قربانی های چین باستان – همه تصویری بود از قربانی شدن او. این همان چیزی است که اشاره به قربانی کردن اسحاق توسط ابراهیم و همچنین مراسم قربانی کردن توسط موسی در عید پسح را دارد. با اینکه چینی های باستان مدت ها پیش از ابراهیم و موسی زندگی می کرده اند و شروع به درک این مراسم کرده بودند اما آنها در زمان کنفسیوس درک این مطلب را فراموش کردند.

این بدان معنی است که فداکاری و مرگ عیسی مسیح برای انجام عدالت از سپیده دم تاریخ بشر شناخته شده است. زندگی، مرگ و رستاخیز «عیسی مسیح» نقشه ای الهی بود که مردم می توانستند از راه علایم  پیش از وقوعش از آن آگاه شوند.

این در برابر غرایز ماست! ما فکر می کنیم که عدالت بر اساس رحمت خدا یا بر اساس شایستگی های ماست. به عبارت دیگر، بسیاری فکر میکنند که پرداختی برای گناه لازم نیست زیرا که خدا تنها رحمت است و نه مقدس. دیگران فکر می کنند که بعضی از پرداخت ها برای گناه لازم است اما ما می توانیم با انجام کارهای خوب مزد گناهان را پرداخت کنیم. پس ما سعی می‌کنیم خوب یا مذهبی باشیم و امیدوار تا همه این پرداختها انجام شود. اینجا ست که انجیل خلاف این را می‌گوید:

امّا اکنون جدا از شریعت، آن پارسایی که از خداست به ظهور رسیده است، چنانکه شریعت و پیامبران بر آن گواهی می‌دهند. این پارساییکه از خداست از راه ایمان به عیسی مسیح است و نصیب همۀ کسانی می‌شود که ایمان می‌آورند. در این باره هیچ تفاوتی نیست. ( رومیان 3:21).

شاید باستانی ها آگاه بودند از چیزی که در خطر فراموشی ماست.

منابع

The Discovery of Genesis. C.H. King & Ethel Nelson. 1979

Genesis and the Mystery Confucius Couldn`t Solve. Ethel Nelson & Richard Broadberry.1994

نشانه ی هابیل و قابیل

 ما در مقاله قبلی نگاهی به نشانه ی  آدم و حوا داشتیم . آنها دو پسر داشتند که به طورخصمانه  ای مخالف یکدیگر بودند . این داستان اولین قتل در تاریخ انسان است . ما همچنین میخواهیم از این داستان قواعد کلی جهانی برای درک نشانه های آنها رابیاموزیم.

برای خواندن داستان در قرآن و تورات اینجا را کلیک کنید

هابیل و قابیل دو پسر با دو قربانی

در تورات دو پسر آدم و حوا ،ابل و کین نامیده شده اند ، در کتاب قرآن از آنها نامی برده نشده است ولی در عرف اسلامی، آنها به نامهای هابیل و قابیل شناخته شده اند .هر یک از آنها برای خداوند قربانی آوردند ولی فقط قربانی هابیل مورد پذیرش خداوند قرار گرفت ، قابیل به خاطر حسادت، برادرش را به قتل رسانید ولی نمیتوانست شرم از این جنایت را از خداوند پنهان کند . پرسش مهم در این واقعه این است که چرا قربانی از طرف هابیل پذیرفته شد ولی از طرف قابیل مورد قبول واقع نگردید . عده ای میپندارند که دلیل آن در تفاوتی که  بین دو برادر وجود داشت، مستتر است اما مطالعه دقیق این واقعه ما را به سمت و سوی ایده و دلیل دیگری هدایت میکند .

کتاب تورات توضیح میدهد که تفاوت در نحوۀ ی ارائه قربانی ها بوده است ، قابیل میوه های برآمده از خاک ( میوه و سبزیجات ) آورد در صورتی که هابیل از گلۀ احشام متعلق به خود مقدار قابل توجهی گوشت بره اهداء کرد . در اینجا ما نشانه های مشابه حضرت آدم را میبینیم ، حضرت آدم سعی کرد عورت خود را با برگهای درختان بپوشاند ولی در نهایت برای اینکه پوشش بهتر و مؤثرتری داشته باشد از پوست حیواناتی که قربانی شدند، استفاده کرد . درون برگها و میوه ها و سبزیجات خون جاری نیست به همین دلیل حیات و نوع زنده بودن آنها شبیه انسانها و حیوانات نیست . برای آدم پوشش با برگها و گیاهانی که خون ندارند کافی نبود و به همین دلیل مشابه ،هدیه قابیل (میوه و سبزیجاتی که درون آنها خون جاری نیست ) نیز مورد قبول خداوند قرار نگرفت . گوشت اهدایی هابیل به این معنی است که خون حیوان قربانی، ریخته و جاری شده است درست همانند حیوانی که برای پوشش آدم و حوا کشته شد .

شاید بتوان این واقعه را با عبارتی که من در زمان بچگی یاد گرفتم کاملا توضیح داد و روشن کرد :

” جادۀ جهنم با نیتهای زیبا مفروش شده است “

این ضرب المثل میتواند به صورت کامل و روشن وضعیت قابیل را شرح دهد ، او به خداوند اعتقاد داشت و اینرا با آوردن هدایا جهت ستایش و پرستش پروردگار نشان داد .اما خداوند نه او و نه هدیه اش را نپذیرفت ، اما چرا ؟ آیا قابیل قصد و نیت بدی داشت ؟ این ماجرا چیزی در مورد اینکه او از ابتدا قصد بدی داشته ،نمیگوید و حتی ممکن است او بهترین نیت و رفتار را داشته است .

داستان حضرت آدم پدر قابیل یک سرنخ به ما میدهد ، زمانی که خداوند حضرت آدم و حوا را مجازات کرد و مورد عقوبت قرار داد آنها را تبدیل به موجوداتی فانی و مرگ پذیر کرد ، بنابراین مرگ هزینه و عقوبت آنها برای مجازات گناهانشان بود .سپس پروردگار برای آنها نشانه ای فرستاد ، پوشاکی از پوست حیوانات که بدن عریان خود را بپوشانند و این بدین معنی است که آن حیوان باید کشته میشد . یک حیوان کشته شد و خون آن جاری گشت تا شرم از گناه آدم و حوا را بپوشاند . و حالا پسرانش هدیه های خود را نزد پروردگار آوردند ولی فقط هدیه هابیل که گوشت حاصل از قربانی کردن گوسفند بود و مستلزم کشته شدن و جاری شدن خون قربانی بود،پذیرفته شد . میوه ها و سبزیجات برآمده از خاک ،نمیتوانند بمیرند وقتی مانند حیوانات زنده نیستند و خونی در بدن ندارند که جاری شود .

نشانه ای برای ما : جاری شدن خون

خداوند در اینجا به ما درسی میدهد و آن اینست که چگونگی رسیدن به خداوند در حوزه تصمیم گیری ما نیست . خداوند خود بدین منظور معیار قرار داده است و ما فقط میتوانیم تصمیم بگیریم که این معیار را قبول کنیم یا خیر ، و اینجا معیار خداوند در قبول قربانی، گشتن حیوان و جاری شدن خون بطور کامل میباشد . من ممکن است راه های دیگری بجز ذبح و قربانی کردن را ترجیح بدهم زیرا میتوانم این را از مایملک خودم مثل صرف زمان ،انرژی ، دعا و وقف اموال بپردازم اما چیزی که خداوند صراحتاً میخواهد ذبح قربانی است و چیزهای دیگر کافی نخواهد بود .اگراین الگو ادامه پیدا کند ،دیدن نشانه های پیشگویی شده، در آینده جالب توجه خواهد بود.

نشانه حضرت آدم

 حضرت آدم و همسرش حوا بسیار منحصر به فرد هستند، چرا که مستقیماً توسط خداوند آفریده شده و در بهشت عدن در کنار هم می زیستند.به همین دلیل آن ها نشانه های مهمی را دارند که ما میتوانیم از آنها بیاموزیم. در قرآن دو مطلب و در تورات یک مطلب در باره  حضرت آدم صحبت شده است که بسیارمشابه هستند.تمامی شخصیتها مانند حضرت آدم وحوا،شیطان وخداوند،ومکان زندگی(باغ عدن)در هر دومطلب یکسان هستند (به خواندن در قرآن و تورات اینجا را کلیک کنید). حتی مواردی مانند اینکه شیطان به آنها دروغ گفته وآنها رافریب داده وهردوبرای پوشاندن شرمگاه خویش از برگ استفاده کرده اند،ویا اینکه خداوند آنهارا مورد قضاوت(غضب)قرارداده وسپس با فرستادن تن پوشی که برهنگیهایشان را بپوشانند،مورد بخشش قرار داده است.قرآن می فرماید:این(ماجرای حضرت آدم وحوا)ازنشانه های پروردگاربرای فرزندان حضرت آدم(که ما هستیم)هست.بعبارت دیگراین یک مطلب تاریخی درباره واقعه ای ترسناک درگذشته نیست بلکه مطلبی است که میتوان از آن درس آموخت.

هشدارماجرای حضرت آدم برای ما

حضرت آدم وحواقبل ازاینکه مورد قضاوت وغضب خداوند قرار بگیرند ،فقط یک گناه نافرمانی ازدستورات خدا انجام دادند.منظور این است که مثلا ده گناه انجام ندادند که بعداز نه باراخطار،دهمین بارمورد غضب قرارگیرند بلکه فقط با یک گناه مورد عقوبت قرارمی گیرند.پاره ای از مردم اعتقاددارند که خداوندآنهاراپس ازانجام گناهان بسیار موردقضاوت قرارمیدهد.این افراد اینگونه دلیل می آورندکه اگر گناهانشان کمتر ازگناهان دیگران باشدیا کارهای نیکشان بیش ازگناهانشان باشد،موردغضب خداوندقرارنخواهند گرفت،درصورتی که داستان حضرت آدم وحوابما نشان میدهدکه چنین چیزی درست نیست وخداوندبرای حتی یک گناه ونافرمانی،میتواند مارا مواخذه کند.

یک قیاس منطقی،مقایسه بین نافرمانی خدا وشکستن قانون است.درکشورکانادا که من زندگی میکنم اگرحتی یکبار قانون رازیر پابگذارم مثلا وسیله ای بدزدم،دستگاه قضایی میتواندمن رامحاکمه کندومن نمی توانم در دادگاه ادعاکنم که من فقط یکبار قانون راشکستم وجرمهای دیگرمانند قتل وآدم دزدی انجام نداده ام.خداوند هم ماننددستگاه قضایی،انسان رابایک گناه ونافرمانی موردمحاکمه قرارمیدهد.زمانی که حضرت آدم وحوا خودرابابرگها پوشاندندآنها شرم وخجالت راتجربه کردند وسعی در پوشاندن عریانیهای بدنشان  داشتند،درست مانندزمانی که ماکاری انجام می دهیم که باعث شرممان است وسعی در پنهان کردن آن ازنظردیگران داریم.البته کوشش حضرت آدم درنزدخدابیهوده بودزیراخداوند میتوانست کاستیهایشان را ببیندوسپس مواخذه کرده وبا آنهاسخن گفت.

عملکرد خداونددرمحاکمه وبخشش حضرت آدم وحوا

ما سه عملکرد در این خصوص میتوانیم ببینیم

  • 1-خداوند آنهارا فناپذیر کردوآنها درنهایت خواهند مرد.
  • 2-خداوند آنها را از باغ بهشت بیرون کرد ومیبایست زندگی سختتری را در زمین تجربه کنند.
  • 3-خداوندبه آنها لباسهایی از چرم وپوست حیوانات داد.

نکته جالب توجه اینجاست که همگی ما حتی تا امروز هنوز تحت تاثیراین واقعه هستیم.همه انسانها میمیرند وهیچکس چه پیامبران وچه افراد عادی به باغ عدن برگردانده نشده اندوهمگی با پوشاک خود رامی پوشانیم.درحقیقت این سه عملکردخداوند درمورد حضرت آدم وحوا ،آنقدر درزندگی انسانها طبیعی وبدیهی است که بدون توجه وناخودآگاه هزاران سال است که تجربه واحساس میشود ونتایج آنچه در آن روز اتفاق افتاد هنوز در جریان است.لباسی که خداوند به آنها داد در واقع هدیه ای برای نشان دادن بخشش بود.عریانیهایشان پوشانده شده بود.بله خداوند آنها را عقوبت کردولی همچنین بخشش خودرابه ایشان نشان داد درحالیکه مجبور به انجام آن نبود.حضرت آدم وحوا بخاطررفتار پسندیده شان استحقاق دریافت هدیه را نداشتند.آنها آن هدیه را بدون شایستگی از جانب خداوند دریافت کردند وموجودی هزینه این هدیه را پرداخت.تورات به ما میگوید که پوشاک آنها ازپوست حیوانات بود یعنی از یک حیوان تهیه شده بود،تا این زمان هیچ مرگی وجود نداشت ولی اکنون یک حیوان با پوستی که مناسب برای پوشش بود،هزینه این هدیه را با زندگیش پرداخت.حضرت آدم وحوا با مرگ یک حیوان توانستند هدیه بخشش خداوند را دریافت کنند.قرآن می فرماید این لباس عریانیهای آنها را پوشاند ولی پوششی که آنها حقیقتا بدان نیازمند بودند ،پرهیزکاری بود و اینکه این پوشش از پوست حیوان نشانه ای از این پرهیزکاری بودونشانه ای برای ما انسانهاست.

ای فرزندان آدم،به یقین مالباسی که سترعورت شماکندوجامه هایی که به آن تن را بیاراییدبرای شما  فرستادیم،لباس تقوی نیکوترین جامه است.این سخنان همه از نشانه های خداست(برای مردم)شایدخدارایاد آرند.سوره اعراف آیه 26

اکنون  پرسش ارزشمنداین است که چگونه میتوان جامه ی پرهیزکاری را بدست آورد.بعدها پیامبران پاسخ این پرسش مهم را می دهند.

کلام خداوند درموضوع عقوبت وبخشش

خداوند نه تنها این سه کار را برای حضرت آدم وحوا وفرزندانش انجام داد،بلکه سخنانش رانیز(به آنها)بیان میکند.خداونددرهردومطلب (تورات وقرآن)صحبت ازخصومت ودشمنی می کندولی در تورات این جمله اضافه میشود که این دشمنی بین زن وشیطان خواهدبود. این کلمه مشخص(شیطان) دراینجا بارهاتکرار میشود لذا من اینجا شخصی راکه جمله به او ارجاع داده میشود را در(  )قرار میدهم.

خداوند می فرماید:

و من (خداوند) بین تو (شیطان) و زن وهمچنین بین سلاله ی تو و سلاله آن زن دشمنی قرار میدهم.  آن مرد (از سلاله ی زن) سر تو (شیطان) را در هم خواهد کوبید و تو (شیطان) زانوی آن مرد (از سلاله ی زن) رادرهم می شکنی.

در این عبارات یک معمای قابل درک و فهم نهفته است. اگر این کلام  با دقت خوانده شود خواهید دید که به پنح شخصیت مختلف اشاره دارد و زمان مورد نظر نیز آینده است ( به تکرار فعل مستقبل توجه کنید).این شخصیت ها عبارتند از:

  1.  خداوند
  2.  شیطان یا ابلیس
  3.   زن
  4.   سلاله ی زن
  5.   سلاله ی شیطان

نمودار زیر نشانگر چگونگی رابطه ی بین این شخصیت هاست:

شخصیت ها و ارتباط آنها با یکدیگر مطابق با وعده ای که خداوند در باغ عدن داده است
شخصیت ها و ارتباط آنها با یکدیگر مطابق با وعده ای که خداوند در باغ عدن داده است

در اینجا گفته نمی شود که آن زن کیست اما خداوند از “سلاله ی شیطان” و “سلاله ی زن” سخن به میان آورده است. از آنجا که درباره ی سلاله ی زن به “او )مذکر)” اشاره شده درمی یابیم که منظور یک مرد است. با توجه به این اطلاعات چند تفسیر محتمل وجود دارد. از آنجا که او (مذکر) آمده پس منظور یک زن نیست یعنی سلاله ی زن مردی است که زاییده ی یک زن می باشد .همچنین چون از ضمیر”آن” استفاده نشده پس منظور یک شخص است. از آنجا که احتمال اینکه سلاله یک فلسفه ی معین یا تعلیمات و دین خاص باشد نیز منتفی است پس در نتیجه  نمی تواند بطور مثال مسیحیت یا اسلام مورد نظر بوده باشد چون برای این موارد ضمیر “آن” بکار خواهد رفت. همینطور سلاله ی زن گروهی از انسانها نیست که پیروان دین معینی مثل یهودیان , مسیحیان یا مسلمانان باشند چرا که در این حالت هم ضمیر ” آنها ” بکار گرفته می شود.

تا کنون در پاسخ به این معما  که سلاله ی زن چه کسی می تواند باشد بخش زیادی از احتمالاتی که به ذهن متبادر گردیده رد می شود. لیکن از زمان جمله که به آینده اشاره دارد می توان چنین برداشت کرد که پروردگار طرحی برای آینده مد نظر داشته است.تا به اینجا آنچه که می دانیم این است که این سلاله,  سر شیطان را در هم می شکند (یا به عبارتی شیطان را شکست می دهد) و نوادگان شیطان نیز همزمان پای او را مورد حمله قرار می دهند.

این معما کماکان رمزگشایی نمی شود لیکن می دانیم طرحی که خداوند دارد در آینده آشکار خواهد شد. توجه داشته باشید که خداوند در اینجا حضرت آدم را مورد خطاب قرار نمی دهد. همچنین او به سلاله ی مرد آنگونه که به سلاله ی زن وعده داده وعده ای نمی دهد. این موضوع بسیار غیر عادی است بویژه بخاطر آنکه تورات ,زبور و انجیل تأکید خاصی بر پسرانی دارند که از پدران انسانی بوجود آمده اند. شجره نامه هایی که در هر سه کتاب فوق الاشاره شرح داده شده تنها به ذکر نام پسرانی پرداخته است که پدر داشته اند.

اما در وعده ای که در باغ عدن داده می شود موضوع شکل دیگری دارد, صحبت از یک نواده ی مرد که از سلاله ی یک مرد باشد نیست. در تورات صحبت از نواده ی مذکری بدون ذکر نام مشخص  است. نکته اینجاست که تنها یک مرد وجود دارد که از یک زن خلق شده است. از میان تمام انسانهایی که پا به عرصه وحود نهاده اند تنها دو نفر وجود دارد که خلقت شان از طریق یک پدر انسانی نبوده است. اولین نفر آدم است که مخلوق مستقیم خداوند است و دومین نفر عیسی مسیح که از مادری باکره متولد شده است. در نتیجه تنها حضرت عیسی است که با مفروضات این بحث مطابقت دارد. اما دشمن او  (سلاله ی شیطان) کیست؟  هرچند در اینجا مجال کافی برای بحث مفصل درباره ی این دشمن نیست اما در کتابها از او به عنوان “پسر شیطان” , “پسر ویرانگر” یا فرمانروایی که خواهد آمد و با مسیح مخالف خواهد بود یاد شده است. از او همچنین به عنوان دجّال نام برده شده و در کتابهای متأخر از درگیری بین مسیح و مخالفت او نیز سخن به میان آمده اما اولین باری که اینچنین مورد اشاره قرار گرفته در همینجا و در آغاز تاریخ بوده است.

نقطه اوج تاریخی این (دشمنی) که نتیجه ی کشمکش بین شیطان و پروردگار  است بسیار پیش تر در باغ عدن آغاز و در کتاب نخست (عهد قدیم) پیش گویی شده است. در هر حال  پرسش های بسیاری باقیست و سوالات ببیشتری نیز مطرح می گردد. ادامه ی راه از همین نقطه و یادگیری از پیام آوران موفق در یافتن پاسخ سئوالات و فهم بهتر روزگاری که در آن هستیم کمک می کند. در ادامه با موضوع پسران آدم و حوا یعنی هابیل و قابیل  این بحث را پی خواهیم گرفت.

انجیل تحریف شده است! قرآن در این باره چه می گوید؟

(لقراءة هذا المقال باللغة العربية انقر هنا)

من دوستان مسلمان زیادی دارم  و از آنجا که فردی معتقد به خداوند و پیرو انجیل هستم مرتبا ً گفتگوهایی درباره عقاید و ایمان با دوستان مسلمانم دارم.در واقع ما مشترکات بسیار زیادی داریم اما تقریباً بدون استثنا در تمامی گفتگو ها این ادعا را می شنوم که انجیل (زبور، تورات و تمام کتاب هایی که آسمانی نامیده می شوند) تحریف شده یا تغییر یافته اند. به طوری که پیام هایی از آنان که ما امروزه  می خوانیم نسبت به آنچه که در ابتدا وحی شده و توسط پیامبران و فرستادگان خدا نگاشته شده تغییر یافته و پر از خطاست. این سخن ادعای بزرگی است چرا که بدین مفهوم است که ما نمی توانیم به انجیل اعتماد نماییم و آنچه که امروز می خوانیم حقیقت وحی الهی نیست. من هردو کتاب انجیل و قرآن مقدس را  مطالعه و بررسی کرده  و در مورد اهل سنت تحقیق نموده ام. نکته ی شگفت انگیزی که یافتم این بود که این طرز نگرش به انجیل گرچه امروزه خیلی رواج یافته اما در قرآن یافت نمی شود. در حقیقت از اینکه قرآن به طور جدی انجیل را  تأیید می کند شگفت زده شدم. از این رو می خواهم  در ادامه به شرح چند آیه که منظور مرا بیان می کند بپردازم.(در ترجمه آیات به نسخ ترجمه شده توسط پنج مترجم معروف ایرانی استناد شده است.)

چه قرآن می گوید در مورد انجیل

سوره مائده آیه 68

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ﴿۶۸

انصاریان: بگو: ای اهل کتاب! شما بر مسلک صحیح و درستی نیستید تا زمانی که تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارتان به سوی شما نازل شده بر پا دارید، و بی تردید آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده، بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می افزاید، پس بر گروه کافران غمگین مباش.

خرمشاهی: بگو اى اهل كتاب مادام كه به تورات و انجيل و آنچه از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده است، عمل نكرده‏ايد، حقى به دست نداريد، و آنچه از سوى پروردگارت بر تو نازل مى‏شود [قرآن‏] بر طغيان و كفر بسيارى از آنان مى‏افزايد، پس بر قوم كافر دريغ مخور

فولادوند: بگو اى اهل كتاب تا [هنگامى كه] به تورات و انجيل و آنچه از پروردگارتان به سوى شما نازل شده است عمل نكرده‏ ايد بر هيچ [آيين بر حقى] نيستيد و قطعا آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده بر طغيان و كفر بسيارى از آنان خواهد افزود پس بر گروه كافران اندوه مخور

قمشه‌ای: (ای پیغمبر) بگو: ای اهل کتاب، شما ارزشی ندارید تا آنکه به دستور تورات و انجیل و قرآنی که به شما از جانب خدا فرستاده شده قیام کنید. و همانا قرآنی که به تو از سوی پروردگارت نازل شد (به جای آنکه به آن ایمان آرند) بر کفر و سرکشی بسیاری از آنان خواهد افزود، در این صورت (تو ای پیغمبر) بر حال کافران نباید تأسف خوری.

مکارم شیرازی: اي اهل كتاب! شما هيچ موقعيتي نداريد مگر اينكه تورات و انجيل و آنچه بر شما از طرف پروردگارتان نازل شده است بر پا داريد ولي آنچه بر تو از سوي پروردگارت نازل شده (نه تنها مايه بيداري آنها نميگردد بلكه) بر طغيان و كفر بسياري از آنها ميافزايد بنابر اين از اين قوم كافر (و مخالفت آنها) غمگين مباش.

سوره نساء-  آیه 136

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا ﴿۱۳۶﴾

انصاریان: ای اهل ایمان! به خدا و پیامبرش و کتابی که بر پیامبرش نازل کرده و به کتابی که پیش از این فرستاده [از روی صدق و حقیقت] ایمان بیاورید. و هر که به خدا و فرشتگان و کتاب های آسمانی و پیامبران او و روز قیامت کافر شود، یقیناً به گمراهیِ دور و درازی دچار شده است.

خرمشاهی: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، به خداوند و پيامبر او و كتابى كه بر پيامبرش فرو فرستاده است و كتابى كه از پيش منازل كرده است، ايمان بياوريد و هركس به خداوند و فرشتگانش و كتابهايش و پيامبرانش و روز بازپسين، كفر بورزد، به گمراهى دور و درازى افتاده است‏

فولادوند: اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد به خدا و پيامبر او و كتابى كه بر پيامبرش فرو فرستاد و كتابهايى كه قبلا نازل كرده بگرويد و هر كس به خدا و فرشتگان او و كتابها و پيامبرانش و روز بازپسين كفر ورزد در حقيقت دچار گمراهى دور و درازى شده است

قمشه‌ای: ای کسانی که (به زبان) ایمان آورده‌اید، (به حقیقت و از دل هم) ایمان آورید به خدا و رسول او و کتابی که به رسول خود فرستاده و کتابی که پیش از او فرستاده (تورات و انجیل). و هر که به خدا و فرشتگان و کتابها (ی آسمانی) و رسولان او و روز قیامت کافر شود به گمراهی سخت و دور (از سعادت) درافتاده است.

مکارم شیرازی: اي كساني كه ايمان آوردهايد، ايمان (واقعي) به خدا و پيامبرش ‍ و كتابي كه بر او نازل كرده، و كتب (آسماني) كه قبلا فرستاده است بياوريد. و كسي كه خدا و فرشتگان او و كتابها و پيامبرانش، و روز بازپسين را انكار كند در گمراهي دور و درازي افتاده است.

سوره یونس آیه 94

فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ﴿۹۴﴾

انصاریان: و [به فرض محال] اگر از آنچه بر تو نازل کردیم در شک و تردیدی، از آنان که پیش از تو کتاب [آسمانی] می خواندند بپرس [کتابی که نزول قرآن را از سوی خدا خبر داده] تا روشن شود که حق از سوی پروردگارت به سوی تو آمده؛ بنابراین از تردیدکنندگان مباش.

خرمشاهی: و اگر از آنچه بر تو نازل كرده‏ايم، در ترديد هستى، از كسانى كه پيش از تو كتاب آسمانى خوانده‏اند پرس و جو كن، بى‏شبهه حق از سوى پروردگارت بر تو نازل شده است، پس هرگز از دو دلان مباش‏

فولادوند: و اگر از آنچه به سوى تو نازل كرده‏ ايم در ترديدى از كسانى كه پيش از تو كتاب [آسمانى] مى‏ خواندند بپرس قطعا حق از جانب پروردگارت به سوى تو آمده است پس زنهار از ترديدكنندگان مباش

قمشه‌ای: پس اگر شک و ریبی از آنچه به تو فرستادیم در دل داری از خود علمای اهل کتاب که کتاب آسمانی پیش از تو را می‌خوانند بپرس. همانا (کتاب آسمانی) حق از جانب خدایت بر تو آمد و ابدا نباید شک و ریبی در دل راه دهی.

مکارم شیرازی: اگر در آنچه بر تو نازل كرده‏ ايم ترديد داري از آنها كه پيش از تو كتب آسماني را مي‏خوانند سوال كن، (بدان) به طور قطع، «حق» از طرف پروردگارت به تو رسيده، بنابراين هرگز از ترديد كنندگان مباش (البته او در چيزي كه با شهود در يافته بود هرگز ترديد نداشت، اين درسي بود براي مردم.(

این آیات بیانگر آن هستند که وحی و بشارتی که از سوی  خداوند به مردم اهل کتاب (مسیحی و یهودی) نازل شده از جانب خداوند است. دوستان من می گویند که این موضوع مربوط به بشارت اولیه بوده و از آن زمان تا کنون بشارت اولیه تحریف شده است لذا این کلام درباره ی انجیل کنونی صادق نیست. آیه ی دوم همچنین تصدیق می کند که “کسانی که پیش از تو انجیل را خوانده اند/می خواندند/ می خوانند.” به فعل جمله توجه کنید که گفته نشده خوانده بودند). در اینجا درباره ی بشارت اولیه سخن گفته نمی شود بلکه منظور انجیلی است که در زمان نزول قرآن بوده است. این آیه در حدود سال 600 میلادی بر حضرت محمد نازل شده بنابراین تایید می کند که انجیلی که در سال 600 میلادی وجود داشته معتبر بوده است. سایر عبارات نیز معانی مشابهی دارند. توجه کنید:

سوره نحل- آیه 43

وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿۴۳﴾

انصاریان: و پیش از تو جز مردانی که به آنان وحی می کردیم، نفرستادیم. اگر [این حقیقت را] نمی دانید [که پیامبران از جنس بشر بودند] از اهل دانش و اطلاع بپرسید [تا دیگر نگویید که چرا فرشته ای به رسالت نازل نشده است؟!]

خرمشاهی: و ما پيش از تو جز مردانى كه به آنان وحى مى‏كرديم، نفرستاده‏ايم، پس اگر نمى‏دانيد از پژوهندگان كتابهاى آسمانى بپرسيد

فولادوند: و پيش از تو [هم] جز مردانى كه بديشان وحى میکرديم گسيل نداشتيم پس اگر نمیدانید از پژوهندگان كتابهاى آسمانى جويا شويد

قمشه‌ای: و ما پیش از تو غیر رجال مؤیّد به وحی خود کسی را به رسالت نفرستادیم، پس اگر نمی‌دانید از اهل ذکر (یعنی علما و دانشمندان هر امت) سؤال کنید.

مکارم شیرازی: ما پيش از تو جز مرداني كه به آنها وحي مي‏كرديم نفرستاديم، اگر نمي‏دانيد از اهل اطلاع سؤ ال كنيد.

سوره انبیاء -آیه 7

وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿۷﴾

انصاریان: و پیش از تو [برای هدایت مردم] نفرستادیم مگر مردانی را که به آنان وحی می نمودیم. اگر نمی دانید از دانایان [به کتاب های آسمانی و آگاهان به اخبار پیشینیان] بپرسید [که همه پیامبران از جنس خود بشر بودند، نه فرشته]

خرمشاهی: و ما پيش از تو جز مردانى كه به آنان وحى مى‏فرستاديم، نفرستاديم، اگر نمى‏دانيد از پژوهندگان كتابهاى آسمانى بپرسيد

فولادوند: و پيش از تو [نيز] جز مردانى را كه به آنان وحى میکرديم گسيل نداشتيم اگر نمیدانید از پژوهندگان كتابهاى آسمانى بپرسيد

قمشه‌ای: و ما پیش از تو کسی را به رسالت نفرستادیم جز مردانی (پاک) را که به آنها (هم مانند تو) وحی می‌فرستادیم؛ شما اگر خود نمی‌دانید بروید و از اهل ذکر (و دانشمندان امت) سؤال کنید.

مکارم شیرازی: ما پيش از تو جز مرداني كه به آنها وحي ميكرديم نفرستاديم (همه انسان بودند و از جنس بشر) اگر نمي‏دانيد از اهل اطلاع بپرسيد.

قرآن مقدس می گوید که سخنان خداوند تغییر نمی یابند

حتا احتمال تحریف /تغییر کتب الهی در قرآن داده نشده است. آیه 68 از سوره مائده را بخاطر بیاورید( فرامین………انجیل…….از سوی پروردگار نازل شده اند.) و به آیات ذیل توجه نمایید:

 سوره انعام- آیه 34

وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ ﴿۳۴﴾

انصاریان: مسلماً پیش از تو رسولانی تکذیب شدند [و مورد آزار قرار گرفتند] و بر تکذیب و آزاری که دیدند، شکیبایی ورزیدند تا یاری ما به آنان رسید، [تو نیز شکیبایی کن تا یاری ما به تو برسد. این سنّت خداست،] و سنّت های خدا را تغییر دهنده ای نیست. و قطعاً بخشی از سرگذشت پیامبران [در آیاتی که پیش از این نازل شده] به تو رسیده است.

خرمشاهی: و پيامبران پيش از تو نيز دروغگو انگاشته شدند، ولى بر آن انكار و آزارى كه ديدند شكيبايى‏ورزيدند تا يارى ما به دادشان رسيد، و كلمات الهى دگرگون‏كننده‏اى ندارد و به راستى اخبار پيامبران به تو رسيده است

فولادوند: و پيش از تو نيز پيامبرانى تكذيب شدند ولى بر آنچه تكذيب شدند و آزار ديدند شكيبايى كردند تا يارى ما به آنان رسيد و براى كلمات خدا هيچ تغييردهنده‏ اى نيست و مسلما اخبار پيامبران به تو رسيده است

قمشه‌ای: و همانا پیغمبران پیش از تو را هم تکذیب کردند و آنها بر همه تکذیبها و اذیت‌های منکران صبر و تحمل کردند تا آن گاه که یاری ما شامل حال آنها شد. و (دل قوی‌دار که) هیچ کس کلمات خدا را تغییر نتواند داد و تحقیقاً اخبار پیغمبران پیش به تو رسیده است.

مکارم شیرازی: پيامبراني پيش از تو نيز تكذيب شدند و در برابر تكذيبها صبر و استقامت كردند، و (در اين راه) آزار ديدند تا هنگامي كه ياري ما به آنها رسيد (تو نيز چنين باش، و اين يكي از سنتهاي الهي است) و هيچ چيز نميتواند سنن خدا را تغيير دهد و اخبار پيامبران به تو رسيده

سوره انعام- آیه 115

وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿۱۱۵﴾

انصاریان: و سخن پروردگارت از روی راستی و عدل کامل شد، سخنان او را تغییر دهنده ای نیست؛ و او شنوا و داناست.

خرمشاهی: و سخن [وعده‏] پروردگارت به درستى و داد سرانجام پذيرفته است، كلمات او را دگرگون‏كننده‏اى نيست، و او شنواى داناست‏

فولادوند: و سخن پروردگارت به راستى و داد سرانجام گرفته است و هيچ تغييردهنده‏ اى براى كلمات او نيست و او شنواى داناست

قمشه‌ای: کلام خدای تو از روی راستی و عدالت به حد کمال رسید و هیچ کس تبدیل و تغییر آن کلمات نتواند کرد و او خدای شنوا و داناست.

مکارم شیرازی: و كلام پروردگار تو با صدق و عدل به انجام رسيد هيچكس نمي‏تواند كلمات او را دگرگون سازد و او شنونده دانا است.

سوره یونس-آیه 64

لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ لَا تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۶۴﴾

انصاریان: آنان را در زندگی دنیا وآخرت مژده و بشارت است [در دنیا به وسیله وحی و در آخرت به خطاب خدا و گفتار فرشتگان] در کلمات خدا [که وعده ها و بشارت های اوست] هیچ دگرگونی نیست؛ این است کامیابی بزرگ.

خرمشاهی: آنان در زندگانى دنيا [رؤياهاى‏] بشارت‏بخش دارند، و در آخرت هم [بهشت دارند]، وعده‏هاى الهى خلف و خلاف ندارد، اين همان رستگارى بزرگ است‏

فولادوند: در زندگى دنيا و در آخرت مژده براى آنان است وعده ‏هاى خدا را تبديلى نيست اين همان كاميابى بزرگ است

قمشه‌ای: آنها را پیوسته بشارت است هم در حیات دنیا (به مکاشفات در عالم خواب) و هم در آخرت (به نعمتهای بهشت). سخنان خدا را تغییر و تبدیلی نیست، این است فیروزی بزرگ.

مکارم شیرازی: در زندگي دنيا و در آخرت شاد (و مسرور)ند، وعده‏ هاي الهي تخلف ناپذير است، و اين رستگاري بزرگي است.

سوره کهف آیه  27

وَاتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ كِتَابِ رَبِّكَ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا ﴿۲۷﴾

انصاریان: و آنچه از کتاب پروردگارت به تو وحی شده است، بخوان. برای کلماتش تبدیل کننده ای نیست، و هرگز جز او ملجأ و پناهی نخواهی یافت.

خرمشاهی: و آنچه از كتاب پروردگارت بر تو وحى شده است بخوان، [و بدان كه‏] كلمات [/ وعده‏هاى‏] او دگرگون‏كننده‏اى ندارد، و هرگز جز او پشت و پناهى نخواهى يافت‏

فولادوند: و آنچه را كه از كتاب پروردگارت به تو وحى شده است بخوان كلمات او را تغييردهنده‏ اى نيست و جز او هرگز پناهى نخواهى يافت

قمشه‌ای: و آنچه از کتاب خدا بر تو وحی شد (بر خلق) تلاوت کن، که کلمات او را هیچ کس تغییر نتواند داد، و هرگز جز درگاه او پناهی نخواهی یافت.

مکارم شیرازی: آنچه بتو از كتاب پروردگارت وحي شده تلاوت كن، هيچ چيز سخنان او را دگرگون نمي‏سازد، و ملجا و پناهگاهي جز او نمي‏يابي!

بنابر این اگر بپذیریم که بشارتی که به حضرت محمد رسیده و از منشا وحی الهی بوده ( سوره مائده –آیه 68 و 69)  و از آن پس نیز در  آیات بارها به روشنی و وضوح تکرار شده مبنی بر اینکه:” هیچکس قادر به تغییر کلام پروردگار نیست” , پس چگونه کسی می تواند بپذیرد که کلام تورات ,زبور و انجیل (سایر کتب آسمانی) توسط بشر مورد تغییر و تحریف قرار گرفته است.

در واقع قضاوت متفاوت درباره ی وحی الهی چه قضاوت بهتری باشد و چه بدتر حتا اگر در سطح گسترده ای  هم پذیرفته شده باشد مورد حمایت قرآن نیست.

سوره بقره آیه  136

قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿۱۳۶﴾

انصاریان: [شما مردم مؤمن از روی حقیقت اقرار کنید و] بگویید: ما به خدا و آنچه به سوی ما نازل شده، و به آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگانِ [دارای مقام نبوّت] آنان فرود آمده، و به آنچه به موسی و عیسی و آنچه به پیامبران از ناحیه پروردگارشان داده شده ایمان آوردیم؛ میان هیچ یک از آنان [در اینکه از سوی خدا برای هدایت مردم مبعوث شده اند] فرقی نمی گذاریم، و ما در برابر او تسلیم هستیم.

خرمشاهی: بگو به خداوند و آنچه بر ما و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل شده و آنچه به موسى و عيسى و آنچه به پيامبران از سوى پروردگارشان داده شده، ايمان آورده‏ايم، و بين هيچ‏يك از آنان فرق نمى‏گذاريم و ما فرمانبردار او هستيم‏

فولادوند: بگوييد ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهيم و اسماعیل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل آمده و به آنچه به موسى و عيسى داده شده و به آنچه به همه پيامبران از سوى پروردگارشان داده شده ايمان آورده‏ ايم ميان هيچ يك از ايشان فرق نمى‏ گذاريم و در برابر او تسليم هستيم.

قمشه‌ای: بگویید که ما (مسلمین) ایمان به خدا آورده‌ایم و به آن کتابی که بر پیغمبر ما فرستادند و به آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندان او نازل شده و به آنچه به موسی و عیسی داده شده و هم به آنچه به پیغمبران از جانب خدا داده شده، به همه عقیده‌مندیم و میان هیچ یک از آنان فرق نگذاریم و تسلیم فرمان او هستیم.

مکارم شیرازی: بگوئيد: ما به خدا ايمان آورده‏ ايم، و به آنچه بر ما نازل شده، و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و پيامبران اسباط بني اسرائيل نازل گرديد (و همچنين) آنچه به موسي و عيسي و پيامبران (ديگر) از طرف پروردگار داده شده است، و ما جدائي در ميان آنها قائل نمي‏شويم، و در برابر فرمان خدا تسليم هستيم (و تعصبات نژادي و اغراض شخصي سبب نمي‏شود كه بعضي را بپذيريم و بعضي را رها كنيم.(

نتیجه اینکه ما نباید در قبال وحی تفاوتی قائل شویم. .به عبارت دیگر ما بایستی تمام کتابهای الهی را مطالعه کنیم. من اساساً بر این نکته اصرار می ورزم که مسیحیان  قرآن و مسلمانان  انجیل را مطالعه نمایند و برای این کار وقت صرف نموده و همت به خرج دهند. گرچه سوالات زیادی بوجود خواهد آمد اما بی شک این اقدام استفاده مفید از وقت و فرصتی است که ما در این دنیا داریم. – یادگیری از تمام کتابهایی که بر پیامبران وحی شده است.

برای من  این مطالعه در کنار وقت و همتی که صرف آن نمودم پرسش های زیادی را موجب شده و  تجربه ارزشمندی را در پی داشته است چرا که رحمت الهی را در آن احساس کرده ام. امیدوارم که شما به جستجوی مقالات و درسهای این وبسایت ادامه دهید. شاید مقاله ای که درباره احادیث و اندیشه های حضرت محمد درباره ی تورات, زبور و انجیل (مجموعه کتابهای مقدس) و… است نقطه شروع خوبی باشد. لینک این مقاله را اینجا می توانید بیابید. اگر به لحاظ علمی به این  موضوع که تمامی کتب الهی معتبر هستند علاقمند هستید و به آن اعتقاد دارید و اینکه آیا کتبی که  آسمانی فرض می شوند معتبرند یا مورد تحریف واقع شده اند این مقاله را ملاحظه نمایید.